من زبان باز ترین شاعر دنیا شده ام
من خبرسازترین عاشق اینجا شده ام
بس که عمری تو نبودی و سرودم از عشق
بس که در قابِ خیالی الکی ما شده ام
بی وفایی مد این دوره شد و من ماندم
گرچه بازیچه ی هر لحظه ی غم ها شده ام
هیچ کس آدم این قصه نشد بعد ازتو
بی گنه وارث بدنامی حوا شده ام
سیب ناخورده شدم شهره ی بازار هوس
من که در حسرت دیدار تو لیلا شده ام
پشت دیوار همین فاصله ها خوش بودم
کنج ویرانکده ی خاطره شیدا شده ام
مردم شهر به خوش باوری ام خندیدند
من که از گریه دراین غمکده دریا شده ام
کارو بارم شده با اشک غزل دم کردن
گوشه ی کافه ی شعرم تک و تنها شده ام
در جهانی که قلم مشتری اش کمیاب است
ساقی شعر و دو مَن واژه ی زیبا شده ام
✍️#جمیله_عجم(ب.و)
تاريخ : یکشنبه ۱۰ خرداد ۱۴۰۵ | 18:18 | نویسنده : جمیله عجم (بانوی واژه ها) |

