وبلاگ شعرجمیله عجم (بانوی واژه ها)

وقتی تنهایی حرف می زند اینجا فقط منم واین کاغذهای سربه راه مشتی دردمی پیچم لایشان ومی دهم به خورد

درد وطن

جمیله عجم (بانوی واژه ها)
وبلاگ شعرجمیله عجم (بانوی واژه ها) وقتی تنهایی حرف می زند اینجا فقط منم واین کاغذهای سربه راه مشتی دردمی پیچم لایشان ومی دهم به خورد

درد وطن

دنیا عزادار وطن گشت و تو بی رگ
دلشادی از کشتار فرزندان ایران
مسروری از دلشوره ی هم میهنانت
از آتشی کفتاده در دامان ایران


ایران که در قلب جهانی می درخشد
ایران که نامش هم دلیل افتخار است
ایران نماد عشق و ایمان و شجاعت
ایران که هر قلبی برایش بی قرار است


دنیا دلش از قصه ی ما غصه دارست
اما تو انگاری شدی همدست جانی
هر دم زدی فریاد آزادی ولیکن
با بچه خوران زمین کردی تبانی!؟


چشمان خود را بسته ای بر رنج مردم
تشویق کردی شادمانه اهرمن را
تا بر تن این دشت بی همتا بتازد
خوشحالی از رگبار کینه بر سر ما


دنیا عزادر وطن اما تو شادی
از درد تلخ دختر میناب و تهران
آنها میان شعله هایند و تو رقصان
باکی نداری از ملال این همه جان


لعنت به هر ذات پلید عاری از مهر
کین گونه شاد است از غم جانکاه میهن
رحم ومروت رفته از شهر مرامش
دردی ندارد از غریو آه میهن


✍️ #جمیله_عجم(ب.و) فروردین ۱۴۰۵



تاريخ : یکشنبه ۱۰ خرداد ۱۴۰۵ | 12:48 | نویسنده : جمیله عجم (بانوی واژه ها) |
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.