تولیدی ارعاب و آزاراست اینجا
آزاربافی گشته شغل اغلب ما
نامهربانی رسم امروز جهان شد
پایان ندارد رنج وبدبختی وبلوا
مردم برای هم نبافیم این همه درد
تارنگ زیبایی بگیرد روی دنیا
جزقاب عکسی خسته بردیوارخانه
ازما چه می ماند دراین ویرانه برجا
وقتی که عشق ازاین حوالی کوچ کرده
وقتی که بی رحمی شده آیین دلها
وقتی خداراخط زدی از دفتر دل
با عالم وآدم چنین بدمی کنی تا
می بندداوهم خوان نعمتهای خودرا
ای آدم گمگشته ی خودخواه تنها
باید مسیر بندگی ها را عوض کرد
شاید بگیرد رنگ شادی صبح فردا
تاکی چنین بازیچه ی دست غروریم
فقروفسادوظلم ونکبت کرده غوغا
بذرمحبت را فقط باهم بکاریم
تاگل دهد دراین زمین سردغم زا
✍️ جمیله عجم
تاريخ : سه شنبه ۵ اردیبهشت ۱۴۰۲ | 16:20 | نویسنده : جمیله عجم (بانوی واژه ها) |

