((مردمان ده بالا چه صفایی دارند))
عاری از هرچه غرور
دلشان کلبه ی نور
گرچه در غیبت طولانی باران، دیری است
کوله بار غمشان سنگین است
بی هیاهوی و صبور
دردشان را به خدا می گویند
مردمان ده بالا همه ایمان دارند
به خدای پونه های کوهی
همگی می دانند
که کسی نیست جز او
که غم از قلب زمین بردارد
و به آسمان و ابر وباد
فرمان بدهد
که زُدایند اندوه
از دل دشت قشنگ ریواس
از رخ خسته ی گندم زاران!
مردمان ده بالا همگی می دانند
که در این هجوم بی امان درد
که دراین ریزش شوم غصه ها
جز خدای مهربانشان کسی
یاور و حافظ آبادی نیست!
وفقط
با نگاه سبز آن چشمه ی عشق
خاک مرده می تواند
بسراید از شکوه زندگی!
✍️ #جمیله_عجم(ب.و)
تاريخ : یکشنبه ۲ آذر ۱۴۰۴ | 18:56 | نویسنده : جمیله عجم (بانوی واژه ها) |

